پس از معرفی پروژه در جمعی از فعالان کارآفرینی، تصمیم گرفتیم طرح «شهرآنلاین» را به نهادهای رسمی ارائه دهیم. در آن زمان، امیدوار بودیم از ظرفیت مراکز نوآوری، مراکز رشد، و دستگاههای فرهنگی و شهری برای حمایت اجرایی استفاده کنیم. برآورد ما، رقمی در حدود یک و نیم میلیارد تومان بود که برای شروع، رقم قابلتوجهی محسوب میشد. ورود به این فضاها، بهظاهر دریچهای بود برای توسعه حرفهای و دریافت حمایت مالی و معنوی، اما دیری نگذشت که متوجه شدیم واقعیت، چیزی فراتر از شعارهای تبلیغاتی است. کارشناسان یکی از مراکز رشد به صراحت گفتند طرحهایی با ساختار تعاملی یا نوآوری در حوزه خدمات شهری، در اولویت حمایت نیستند. حتی یکی از مسئولان اجرایی، بدون بررسی تخصصی، توصیه کرد «وقتمان را برای بروکراسی تلف نکنیم.» در مرکز دیگری، بررسی طرح تا مدتها معلق ماند و فقط با تغییر مدیریت، مجدداً وارد چرخه داوری شد. با ورود محدود به یک مرکز رشد تخصصی، مکاتباتی آغاز شد تا دادههای مرتبط از نهادهای مسئول مانند پزشکان و مراکز درمانی برای فاز اول سامانه گردآوری شود. ساختار طرح بهصورت فازبندیشده طراحی شده بود: معرفی خدمات، نوبتدهی آنلاین، و درمان از راه دور. حتی ماژول فروش دارو نیز پیشبینی شده بود که به دلیل نبود مجوز رسمی، هرگز به مرحله اجرا نرسید. در جریان توسعه پروژه، با مقاومتهایی مواجه شدیم. برخی افراد، بدون سند یا قرارداد، مدعی مالکیت یا مشارکت در پروژه شدند و تهدیدهایی مطرح کردند. در نهایت، با وجود پیادهسازی نسخه اول سامانه، همکاری با یکی از دانشگاههای علوم پزشکی به دلیل نمایش مشخصات پزشکان پیش نرفت. این موضوع، بهعنوان یک «ملاحظۀ امنیتی» عنوان شد. پس از تغییر مدیریت دانشگاه مربوطه، پروژه مجدداً در نمایشگاهی معرفی شد و حتی یکی از داوران اعلام کرد بررسی کد منجر به برگزیده شدن طرح خواهد شد. با این حال، در واپسین ساعات بررسی، نگهبانی مرکز اجازه ورود برای تحویل سورس را نداد. بدین ترتیب، فرصت از دست رفت. بعداً با درخواست آن نهاد، زبان برنامهنویسی پروژه از PHP به
ASP.NET تغییر یافت، اما در مراحل بعدی مانند دریافت درگاه پرداخت و تعرفهگذاری خدمات، بار دیگر پروژه با مانع تراشی دانشگاه مربوطه به بنبست رسید. علیرغم تأییدیه دانشبنیانی شرکت و مکاتبات متعدد، نسخهای از سورسکد پروژه تحویل شد، فاکتوری با مبلغی ناچیز صادر گردید، اما هیچ قرارداد رسمیای شکل نگرفت. وعدهها برای پیگیری در قالب متمم یا نامههای سالانه، همگی در حد گفتار باقی ماندند. ما که نگران پیامدهای حقوقی و امنیتی اجرای مستقل پروژه بودیم، از ترس برخوردهای احتمالی، همچنان در انتظار قرارداد ماندیم. این در حالی بود که ما نه تنها برای حمایت مالی، بلکه برای تحقق طرح در سطح شهری تلاش میکردیم. در همین دوران، بیشتر شرکتهای مستقر در آن مرکز به شاخهای دیگر منتقل شدند، اما ما ماندیم؛ زیرا دادهها، تحلیلها و زیرساخت پروژه برای گسترش آماده و تمام شده بودو فقط منتظر عقد قرارداد وعده داده شده بودیم. الگوریتم سامانه، تنها به خدمات درمانی محدود نبود و قابلیت اجرای آن برای کلیه مشاغل شهری نیز فراهم بود. اما نه تنها موانع اقتصادی، بلکه موانع انسانی نیز پیش رویمان قرار داشت؛ موانعی که کمکم، انرژی تیم را تحلیل برد.