در تلاش برای حل مشکلات مالی و رفع سوابق چکهای برگشتی، از تسهیلات صندوقی دیگر وابسته به یک نهاد ملی استفاده کردیم. اما سازوکار این تسهیلات بهگونهای بود که بهجای کمک، چالش را مضاعف کرد. تسهیلات به شرکت واریز نشد، بلکه بهطور مستقیم به صندوق اول پرداخت شد و چکهای جدیدی از ما دریافت گردید. متأسفانه چکهای جدید نیز قبل از تحویل چکهای قدیمی برگشت خوردند و باعث شد وضعیت بدتر از قبل شود.در همین دوره، یکی از مراکز دانشگاهی که در گذشته تسهیلاتی به ما داده بود، بدون لحاظ شرایط پیشآمده، با درخواست بازپرداخت اصل و سود آن مواجه شد. مذاکرات و مستندات ارائهشده بیثمر ماند و در حالی که قرارداد اولیه هیچگاه رسمی نشده بود، بار مالی سنگینی بر دوش تیم گذاشته شد. همه این مسائل باعث شد روایت من از تجربهی شخصیام را در قالب مجموعهی «#داستان_فناوری_من» منتشر کنم؛ تا شاید چراغی باشد برای فناوران آینده، و زنگ بیدارباشی برای تصمیمگیرانی که از عمق چالشهای فناوران بیخبرند.